have done with

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv dʌn wɪð/
phrase (عبارت)formal

عبارت — کارش را با چیزی تمام کردن

کارش را با چیزی تمام کردندیگر نخواستن با کسی سروکار داشت

کارِ کسی یا چیزی را تمام‌شده دانستن و دیگر نخواستن با آن سروکار داشت.

To finish with, reject, or no longer want to deal with someone or something.

«دیگر از بهانه‌ها خسته شده‌ام.»

I have done with excuses.

«او برای همیشه کارش را با آن شغل تمام کرده است.»

She has done with that job for good.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000