have had it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv hæd ɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دیگر طاقت نداشتن

دیگر طاقت نداشتنبه ستوه آمدن

دیگر نتوانستن وضعی را تحمل کرد و به ستوه آمدن.

To be unable to tolerate a situation any longer.

«دیگر از این تأخیرهای همیشگی به ستوه آمده‌ام.»

I've had it with these constant delays.

«او آخر جلسه دیگر طاقتش تمام شده بود.»

She had had it by the end of the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000