have limitations

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have lim·i·ta·tions/hæv ˌlɪməˈteɪʃənz/
phrase (عبارت)common

عبارت — محدودیت داشتن

محدودیت داشتنکاستی داشتن

محدودیت‌ها یا ضعف‌هایی داشتن که مانع کارایی کامل می‌شوند.

to have restrictions or weaknesses that prevent complete effectiveness

«این روش محدودیت‌هایی دارد.»

This method has limitations.

«همهٔ پژوهش‌ها محدودیت‌هایی دارند.»

All studies have limitations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000