بازگشت

hedge

/hɛdʒ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): hedges
حصار بوته‌ایحفاظ گیاهی

ردیفی از بوته‌ها یا درختچه‌های کوچک که به عنوان حصار یا مرز کاشته شده‌اند.

A row of closely planted shrubs or small trees forming a boundary or fence.

«آنها دور باغشان یک حصار گیاهی کاشتند.»

They planted a hedge around their garden.

«حصار گیاهی دید خیابان را سد کرد.»

The hedge blocked the view of the street.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fenceحصار

متداول. 'حصار' واژه‌ای کلی است برای هر نوع دیوار، معمولاً چوب یا فلز، در حالی که 'حفاظ گیاهی' فقط به گیاهان اشاره می‌کند. وقتی مرز گیاهی نیست از 'حصار' استفاده کنید.

Common. 'Fence' is a more general term for a barrier, often made of wood or metal, while 'hedge' refers specifically to plants. Use 'fence' when not specifically talking about plants.

2verb (فعل)common
past (گذشته): hedgedpast participle (مفعولی): hedged-ing (حال): hedging3rd (سوم): hedges
حصار کشیدنمحصور کردن با بوته‌ها

محصور کردن با یک حصار گیاهی یا مانع مشابه.

To surround or enclose with a hedge or similar barrier.

«آنها باغ را با حصار گیاهی محصور کردند تا حیوانات وارد نشوند.»

They hedged the garden to keep animals out.

«ملک برای حفظ حریم خصوصی حصار کشیده شده بود.»

The property was hedged for privacy.

متضادها
3noun (اسم)formal
پوشش ریسک مالیهج

نوعی سرمایه‌گذاری برای کاهش خطر تغییرات نامطلوب قیمت در بازار.

A financial investment made to reduce the risk of adverse price movements.

«او از آپشن‌ها به عنوان پوشش ریسک در مقابل ضررهای سهام استفاده کرد.»

He used options as a hedge against stock losses.

«هج کردن خطرات مالی احتمالی را کاهش می‌دهد.»

Hedging reduces potential financial risks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
safeguardحفاظت

متداول. واژه عمومی برای محافظت سرمایه است؛ هج روش خاصی از حفاظت می‌باشد.

Common. General term for protecting an investment; hedging is a specific method of safeguard.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000