historical

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

his·tor·i·cal/hɪˈstɒrɪkəl/
historrelated to history-icalpertaining to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more historicalsuperlative (عالی): most historical

صفت — تاریخی

تاریخیمربوط به تاریخ

مرتبط با وقایع یا تاریخ گذشته.

Connected with past events or history.

«آن‌ها از یک بنای تاریخی در مرکز شهر بازدید کردند.»

They visited a historical monument downtown.

«این کتاب گزارشی دقیق از تاریخ ارائه می‌دهد.»

The book provides a detailed historical account.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastگذشته

متداول. به زمان‌های گذشته اشاره دارد و اغلب با historical قابل جایگزینی است.

Common. Means related to former times, often used interchangeably with 'historical'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000