hit a snag

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hɪt ə snæɡ/
phrase (عبارت)common

عبارت — به مشکل خوردن

به مشکل خوردنگیر کردن

با مشکلی غیرمنتظره روبه‌رو شدن که کار را عقب می‌اندازد.

To encounter an unexpected problem that delays progress.

«برنامه‌هایمان در فرودگاه به مشکل خورد.»

Our plans hit a snag at the airport.

«پروژه هنگام آزمایش گیر کرد.»

The project hit a snag during testing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000