بازگشت

hobby

hob·by/ˈhɒbi/
noun (اسم)common
plural (جمع): hobbies
سرگرمیعلاقه‌ی شخصیتفریح

فعالیتی که به صورت منظم برای لذت و تفریح انجام می‌شود، نه به عنوان کار یا نیاز.

An activity done regularly for pleasure rather than work or necessity.

«نقاشی سرگرمی مورد علاقهٔ اوست.»

Painting is her favorite hobby.

«او جمع‌آوری تمبر را به عنوان سرگرمی انجام می‌دهد.»

He collects stamps as a hobby.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastimeسرگرمی

رایج است. هنگام اشاره به فعالیت‌های فراغتی با hobby قابل تعویض است، مثلاً «خواندن سرگرمی من است.»

Common. Interchangeable with 'hobby' when referring to leisure activities, e.g., 'Reading is my pastime.'

interestعلاقه

رایج است. واژه‌ای کلی‌تر که ممکن است کنجکاوی یا علاقه کلی را بیان کند، ولی گاهی هنگام فعالیت منظم تفریحی با hobby هم‌پوشانی دارد.

Common. Broader term; can mean general curiosity or liking, but sometimes overlaps with hobby when meaning a regular pleasurable activity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000