hold the line

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hoʊld ðə laɪn/
1phrase (عبارت)common

عبارت — بر موضع ماندن

بر موضع ماندنمقاومت کردن

با وجود فشار، بر موضع یا معیار خود پایدار ماندن.

To maintain a position or standard despite pressure to change.

«اتحادیه بر موضع خود دربارهٔ دستمزدها ماند.»

The union held the line on wages.

«باید در برابر کاهش‌ها مقاومت کنیم.»

We must hold the line against cuts.

2phrase (عبارت)common

عبارت — پشت خط بمانید

پشت خط بمانیدلطفاً منتظر بمانید

برای خواستن از تماس‌گیرنده که تلفن را قطع نکند و منتظر بماند به کار می‌رود.

Used to ask a telephone caller to wait without ending the call.

«لطفاً یک لحظه پشت خط بمانید.»

Please hold the line for a moment.

«تا تماستان را وصل می‌کنم، پشت خط بمانید.»

Hold the line while I transfer your call.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000