homework

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

home·work/ˈhoʊmˌwɜrk/
noun (اسم)common

اسم — تکلیف مدرسه

تکلیف مدرسهتکلیف خانه

وظایفی که معلم به دانش‌آموزان می‌دهد تا خارج از کلاس انجام دهند

Tasks assigned to students to be completed outside of class

«باید تکلیف مدرسه‌ام را قبل از شام تمام کنم.»

I need to finish my homework before dinner.

«او از معلم درباره تکلیف ریاضی پرسید.»

She asked the teacher about the math homework.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assignmentوظیفه

رایج. می‌تواند جایگزین homework شود وقتی به یک کار مدرسه اشاره دارد اما همیشه کار منزل نیست.

Common. Can replace 'homework' when referring to a piece of schoolwork but not always specifically for work at home.

taskکار

روزمره. کلمه‌ای عمومی برای هر کار یا وظیفه؛ کمتر خاص از homework و معمولا برای مدرسه نیست.

Everyday. General word for any duty or work; less specific than 'homework' and usually does not imply it’s for school.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000