hook up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hʊk ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — وصل کردن

وصل کردنمتصل کردن

وسیله یا سامانه‌ای را به وسیله، شبکه یا برق وصل کردن.

To connect a device or system to another device or source of power.

«می‌توانی چاپگر را وصل کنی؟»

Can you hook up the printer?

«آن‌ها بلندگوهای جدید را وصل کردند.»

They hooked up the new speakers.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — وارد رابطهٔ گذرا شدن

وارد رابطهٔ گذرا شدنبا هم جور شدن

با کسی آشنا شدن و وارد رابطه‌ای کوتاه‌مدت و معمولاً غیرجدی شدن.

To meet and begin a casual romantic or sexual relationship.

«آن‌ها بعد از کنسرت با هم وارد رابطه‌ای گذرا شدند.»

They hooked up after the concert.

«شنیدم آخر هفتهٔ پیش با هم جور شدند.»

I heard they hooked up last weekend.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000