hurtle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hur·tle/ˈhɜːrtl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): hurtledpast participle (مفعولی): hurtled-ing (حال): hurtling3rd (سوم): hurtles

فعل — با سرعت حرکت کردن

با سرعت حرکت کردنشتاب‌دار رفتن

با سرعت زیاد حرکت کردن یا باعث حرکت شدن، معمولاً با صدای برخورد.

To move or cause to move at a great speed, often with a crashing sound.

«ماشین با سرعت زیاد در بزرگراه حرکت می‌کرد.»

The car hurtled down the highway.

«در جریان انفجار، سنگ‌ها از هوا به سرعت پرتاب شدند.»

Rocks hurtled through the air during the explosion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushشتاب گرفتن

رایج. معنی مشابه؛ بر سرعت تأکید دارد اما کمتر پرقدرت است.

Common. Similar meaning; emphasizes speed but less forceful.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000