بازگشت

icon

i·con/ˈaɪ.kɒn/
1noun (اسم)common
plural (جمع): icons
آیکوننماد کامپیوتری

تصویر کوچک یا نمادی که نمایانگر برنامه، پرونده یا عملکردی در کامپیوتر است.

A small picture or symbol on a computer screen that represents a program, file, or function.

«برای باز کردن برنامه روی آیکون کلیک کنید.»

Click the icon to open the program.

«صفحه دسکتاپ پر از آیکون است.»

The desktop is full of icons.

تفاوت با واژه‌های مشابه
symbolنماد

رایج. زمانی که به نمای گرافیکی یا علامتی اشاره دارد می‌تواند جایگزین ‘icon’ شود، مثلاً ‘symbol فولدر’ به جای ‘icon فولدر’. ولی همیشه در زمینه فنی قابل تعویض نیست.

Common. Can replace 'icon' when referring to a graphical representation or sign; e.g., 'folder symbol' instead of 'folder icon'. Not always interchangeable in technical contexts.

buttonدکمه

رایج. گاهی وقتی آیکون نقش یک عنصر تعاملی را دارد قابل جایگزینی است مثل ‘save button’. اما در معنای عمومی مترادف نیست.

Common. Sometimes used interchangeably when the icon acts as an interactive element on a screen, e.g., 'save button'. Not a synonym in general contexts.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): icons
نمادنماد فرهنگیقهرمان

شخص یا چیزی که به عنوان نماد نماینده یا موضوع احترام و تحسین تلقی می‌شود.

A person or thing regarded as a representative symbol or an object of devotion and admiration.

«او نماد مد در کشورش است.»

She is an icon of fashion in her country.

«آن مجسمه به نماد آزادی تبدیل شد.»

The statue became an icon of freedom.

تفاوت با واژه‌های مشابه
symbolنماد

رایج. وقتی به نماد یا نمایشی با معنی گسترده اشاره دارد قابل تعویض است، مانند ‘نماد آزادی’.

Common. Interchangeable when referring to a representation or emblem of wider meaning, e.g., 'a symbol of freedom'.

legendافسانه / اسطوره

رسمی/غیررسمی. برای افراد مشهور و تحسین‌شده در طول زمان استفاده می‌شود؛ مترادف مستقیم نیست ولی همپوشانی دارد، مثل ‘افسانه فوتبال’.

Informal/formal. Used for famous individuals admired over time; not a direct synonym but overlaps, e.g., 'a football legend'.

متضادها
3noun (اسم)formal
plural (جمع): icons
تصویر مذهبیایکن

تصویر مذهبی، مخصوصاً در کلیسای ارتدکس شرقی، که برای نیایش و احترام استفاده می‌شود.

A religious painting, especially in the Eastern Orthodox Church, used as an object of veneration.

«کلیسا یک تصویر قدیمی از مسیح را به نمایش گذاشت.»

The church displayed an ancient icon of Christ.

«آیکون‌ها در عبادت مسیحیان ارتدکس اهمیت دارند.»

Icons are important in Orthodox Christian worship.

تفاوت با واژه‌های مشابه
paintingنقاشی

رایج. اصطلاح عمومی برای آثار هنری است ولی بار مذهبی ‘آیکون’ را ندارد.

Common. A generic term for artwork but lacks the specific religious connotation of 'icon'.

religious imageتصویر مذهبی

رایج. در موقعیت‌های مذهبی به جای ‘icon’ قابل استفاده است.

Common. Can be used interchangeably when specifying sacred representations in religious contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000