idiot mittens

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

id·i·ot mit·tens/ˈɪdiət ˈmɪtənz/
noun (اسم)informalplural (جمع): idiot mittens

اسم — دستکش بنددار کودک

دستکش بنددار کودکدستکش‌های متصل

دستکش‌های یک‌انگشتیِ متصل با بند هستند تا بچه‌ها آن‌ها را گم نکنند.

mittens joined by a cord so that children do not lose them

«دستکش‌های بنددار را از آستین‌های پالتویش رد کن.»

Put the idiot mittens through his coat sleeves.

«دستکش‌های متصل او تمام روز سر جایشان ماندند.»

Her idiot mittens stayed attached all day.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000