بازگشت

imperfections

im·per·fec·tions/ˌɪmpərˈfɛkʃənz/
noun (اسم)common
plural (جمع): imperfections
نقص‌هاعیوب

جمع imperfection؛ نقص‌ها یا ایراداتی که چیزی را کمتر از کمال می‌کنند.

Plural of imperfection; flaws or faults that make something less than perfect.

«نقص‌های نقاشی به جذابیت آن می‌افزایند.»

The painting’s imperfections add to its charm.

«هیچ انسانی بدون نقص نیست.»

No human is without imperfections.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flawsعیوب

رایج. معمولا قابل جابجایی چون هر دو به معنای عیب هستند.

Common. Often interchangeable as imperfections and flaws both mean faults.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000