بازگشت

flaws

/flɔːz/
noun (اسم)common
plural (جمع): flaws
نقصعیب

نقص‌ها یا نقاط ضعف در چیزی

Imperfections or weaknesses in something

«این طرح چندین نقص دارد.»

The plan has several flaws.

«آن‌ها عیب‌هایی در طراحی پیدا کردند.»

They found flaws in the design.

تفاوت با واژه‌های مشابه
defectsعیب‌ها

رایج. معنی مشابه، بیشتر برای نقص‌های فیزیکی یا فنی.

Common. Similar meaning, often used for technical or physical imperfections.

imperfectionsکاستی‌ها

رسمی. اصطلاح کلی‌تر برای همه کاستی‌ها، کمتر در مکالمه معمول.

Formal. Broader term for anything imperfect, less commonly used in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000