بازگشت

perfections

per·fec·tions/pərˈfɛkʃənz/
perfectentirely without any flaws, defects, or shortcomings-ionaction or state-splural
noun (اسم)common
plural (جمع): perfections
کمالاتکمالکمال‌یافتگی‌ها

حالت یا کیفیت کامل بودن؛ برتری؛ همچنین، ویژگی‌ها یا خصوصیات خاصی که کامل هستند.

The state or quality of being perfect; excellence; also, specific qualities or attributes that are perfect.

«او کمالات تکنیک هنری او را تحسین می‌کرد.»

He admired the perfections of her artistic technique.

«با وجود نقص‌های جزئی، خانه قدیمی هنوز کمالات زیادی داشت.»

Despite its minor flaws, the old house still possessed many perfections.

تفاوت با واژه‌های مشابه
virtuesفضایل

رسمی/ادبی. عمدتاً به برتری‌های اخلاقی اشاره دارد، اما می‌تواند به کیفیت‌های خوب عمومی نیز دلالت کند. 'فضایل او به طور گسترده‌ای ستایش شد' بر خوبی اخلاقی تأکید می‌کند، در حالی که 'کمالات او' می‌تواند به هر نوع بی‌نقصی اشاره کند.

Formal/Literary. Primarily refers to moral or ethical excellences, but can also denote general good qualities. 'Her virtues were widely praised' emphasizes moral good, while 'her perfections' might refer to any kind of flawlessness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000