impermanent

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪmˈpɜːrmənənt/
im-not, opposite ofpermanentlasting forever or a long time
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more impermanentsuperlative (عالی): most impermanent

صفت — ناپایدار

ناپایدارغیر دائم

دوامی ندارد؛ موقتی یا زودگذر است.

Not lasting forever; temporary or transient.

«اقامت ما اینجا موقتی است.»

Our stay here is impermanent.

«طبیعت ناپایدار زندگی موضوع رایجی است.»

The impermanent nature of life is a common theme.

تفاوت با واژه‌های مشابه
temporaryموقتی

رایج. معنی نزدیک؛ هر دو چیزهای کوتاه‌مدت را نشان می‌دهند.

Common. Closely related meaning; both indicate something not lasting long.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000