impermeable

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·per·me·a·ble/ɪmˈpɜːrmɪəbl̩/
im-notpermeableallowing passage
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more impermeablesuperlative (عالی): most impermeable

صفت — غیرقابل نفوذ

غیرقابل نفوذضد نفوذ

که اجازه عبور مایعات یا گازها را نمی‌دهد؛ ضد نفوذ مایعات.

Not allowing liquids or gases to pass through; impenetrable by fluids.

«این کت از جنسی ساخته شده که قابل نفوذ نیست.»

This jacket is made of impermeable material.

«خاک ضد نفوذ به آب است.»

The soil is impermeable to water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
waterproofضدآب

رایج. به‌طور خاص مانع عبور آب می‌شود.

Common. Specifically prevents water from passing through.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000