importunate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·por·tu·nate/ˌɪmpərˈtuːnɪt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more importunatesuperlative (عالی): most importunate

صفت — مزاحم

مزاحمپُرمدعا

اصرار شدید و پافشاری، معمولاً به شکل آزاردهنده.

Persistently demanding or insistent, often annoyingly.

«او در درخواست‌هایش بسیار پافشار بود.»

He was importunate in his requests.

«فروشنده مزاحم حاضر به ترک کردن نبود.»

The importunate salesman wouldn't leave.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persistentپافشار

متداول. ادامه دادن به طور مصمم.

Common. Continuing firmly or obstinately.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000