impossibly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·pos·si·bly/ɪmˈpɒsəbli/
im-negation / notpossiblecapable of being done-lyin the manner of / adverb
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): impossibleposition (جایگاه): end

قید — به‌طرز غیرممکن

به‌طرز غیرممکنبه شکلی که قابل انجام نیست

به گونه‌ای که امکان‌پذیر نیست یا خیلی سخت است باور یا انجام دادن آن.

In a way that is not possible or very difficult to believe or achieve.

«او آن روز غیرممکن شلوغ بود.»

She was impossibly busy that day.

«کار به‌طرز غیرممکن سخت بود که سر موقع تمام شود.»

The task was impossibly hard to complete on time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unbelievablyباورنکردنی

متداول. زمانی که روی شگفتی تأکید است جایگزین می‌شود ولی تمرکز روی امکان‌ناپذیری نیست. مثلاً 'unbelievably difficult' درست است ولی دقیقاً به معنای غیرممکن نیست.

Common. Can replace 'impossibly' when emphasizing incredibility, but does not focus on feasibility. E.g. 'unbelievably difficult' works, but not precise for actual impossibility.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000