بازگشت

improperly

im·prop·er·ly/ɪmˈprɑːpərli/
im-negation / notpropercorrect, suitable-lyforming an adverb
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): properposition (جایگاه): end
به‌طور نادرستبه صورت نامناسبغیر صحیح

به‌شیوه‌ای که درست یا مناسب نیست؛ نادرست.

In a way that is not correct or suitable; incorrectly.

«دستگاه به‌نادرستی نصب شده بود که باعث خرابی آن شد.»

The machine was improperly installed, causing it to fail.

«او برای مراسم رسمی به‌طور نامناسب لباس پوشیده بود.»

She dressed improperly for the formal event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
incorrectlyنادرست

رایج است. وقتی معنای کلی 'نادرست بودن' مد نظر است، می‌تواند جای 'improperly' را بگیرد.

Common. Can replace 'improperly' when meaning 'not correct' in general contexts.

inappropriatelyنامناسب

رایج است. بیشتر به معنی عدم تطابق با استانداردها یا شرایط مورد انتظار، اغلب اجتماعی یا رسمی است.

Common. Focuses more on not conforming to expected standards or context, often social or formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000