بازگشت

properly

prop·er·ly/ˈprɑːpərli/
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): properposition (جایگاه): end
به درستیبه درستی و درستکاری

به طور صحیح یا مناسب.

In a correct or suitable way.

«لطفاً برای جلسه به‌درستی لباس بپوشید.»

Please dress properly for the meeting.

«دستگاه به درستی کار نمی‌کند.»

The machine isn’t working properly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
correctlyدرست

رایج. معنای بسیار نزدیک؛ در بیشتر موارد قابل جایگزین.

Common. Very close meaning, interchangeable in most contexts.

appropriatelyمناسب

رسمی. روی تناسب با شرایط تأکید دارد؛ در موقعیت رسمی قابل جایگزین.

Formal. Emphasizes suitability to circumstance; interchangeable in formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000