improving

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·prov·ing/ɪmˈpruːvɪŋ/
im-toward, intoproveto show or demonstrate-ingpresent participle, continuous action
verb (فعل)commonpast (گذشته): improvedpast participle (مفعولی): improved-ing (حال): improving3rd (سوم): improves

فعل — بهبود یافتن

بهبود یافتنارتقا دادن

بهبود یافتن یا بهتر کردن چیزی.

Getting better or making something better.

«او مهارت‌های انگلیسی خود را بهبود می‌بخشد.»

She is improving her English skills.

«هوای امروز بهتر می‌شود.»

The weather is improving today.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enhancingبهبود دادن

رایج. به معنای بهتر کردن چیزی، معمولاً در کیفیت یا ارزش، بسیار نزدیک به معنی improve است.

Common. Means making something better, often in quality or value, very close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000