in a mess

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ə mɛs/
phrase (عبارت)common

عبارت — به‌هم‌ریخته بودن

به‌هم‌ریخته بودندر وضعیت بدی بودن

در وضعیتی آشفته، بی‌نظم یا دردسرساز بودن.

In a confused, disorganized, or troublesome condition.

«اتاقم به‌هم‌ریخته است.»

My room is in a mess.

«پروژه حالا در وضع آشفته‌ای است.»

The project is in a mess now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000