in a rut

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ə rʌt/
phrase (عبارت)common

عبارت — در روزمرگی گیر کردن

در روزمرگی گیر کردندر رکود بودن

در روال یا وضعیتی یکنواخت گیر افتاده بودن و نتوانستن آن را تغییر داد.

Stuck in a boring routine or an unchanging situation.

«احساس می‌کنم در کارم در روزمرگی گیر کرده‌ام.»

I feel in a rut at my job.

«آن‌ها سال‌ها در وضعیتی تکراری مانده بودند.»

They were in a rut for years.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000