in a nutshell

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in a nut·shell/ɪn ə ˈnʌtʃɛl/
phrase (عبارت)common

عبارت — به‌طور خلاصه

به‌طور خلاصهدر یک کلام

به‌شکلی بسیار کوتاه و خلاصه.

In a very brief summary.

«خلاصه اینکه، به زمان بیشتری نیاز داریم.»

In a nutshell, we need more time.

«می‌توانی آن را خیلی خلاصه توضیح بدهی؟»

Can you explain it in a nutshell?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000