in focus

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in fo·cus/ɪn ˈfoʊkəs/
1phrase (عبارت)common

عبارت — در فوکوس بودن

در فوکوس بودنواضح بودن

به‌ویژه در عکس یا لنز، واضح و بدون تاری بودن.

sharp and clear rather than blurred, especially in a photograph or through a lens.

«کوه در این عکس واضح است.»

The mountain is in focus in this photo.

«دوربین را جابه‌جا کن تا صورت او واضح شود.»

Move the camera until her face is in focus.

2phrase (عبارت)common

عبارت — در کانون توجه بودن

در کانون توجه بودنمورد توجه بودن

موضوع اصلیِ توجه یا بحث بودن.

receiving particular attention or being the main subject of discussion.

«سیاست اقلیمی این هفته در کانون توجه است.»

Climate policy is in focus this week.

«قوانین جدید ایمنی را در مرکز توجه قرار دادند.»

The new rules brought safety in focus.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000