in dutch
/ɪn dʌtʃ/
phrase (عبارت)informal
عبارت — پیشِ کسی به دردسر افتادن
پیشِ کسی به دردسر افتادنمورد غضبِ کسی بودن
بهخاطر ناراحت یا عصبانی کردن کسی، گرفتار دردسر او بودن.
in trouble with someone, especially because they are angry.
«اگر شام را از دست بدهم، پیشِ خانواده به دردسر میافتم.»
“I will be in Dutch if I miss dinner.”
«او باز هم پیش رئیسش به دردسر افتاده است.»
“He is in Dutch with his boss again.”