in one bite

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn wʌn baɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — با یک گاز

با یک گازیک‌لقمه

با گذاشتن همهٔ یک خوراکی در دهان با یک گاز.

by putting all of something into the mouth at once

«او کلوچه را با یک گاز خورد.»

He ate the cookie in one bite.

«بچه نمی‌تواند آن را یک‌لقمه بخورد.»

The baby cannot eat that in one bite.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000