in the soup

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ðə sup/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در دردسر

در دردسرگرفتار مشکل

گرفتار دردسر یا وضعیت دشواری بودن.

in serious trouble or difficulty

«اگر مشتری برود، به دردسر می‌افتیم.»

We are in the soup if the client leaves.

«او می‌دانست که گرفتار دردسر شده است.»

He knew he was in the soup.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000