in your blood
/ɪn jʊr blʌd/
phrase (عبارت)common
عبارت — در خون بودن
در خون بودنذاتی بودن
بهطور ارثی یا به دلیل عادت و تربیت، بخشی طبیعی از وجود کسی بودن.
Natural to you because it is inherited or deeply ingrained.
«موسیقی در خون اوست.»
“Music is in her blood.”
«کشاورزی در وجودشان ریشه دارد.»
“Farming is in their blood.”