in your blood

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn jʊr blʌd/
phrase (عبارت)common

عبارت — در خون بودن

در خون بودنذاتی بودن

به‌طور ارثی یا به دلیل عادت و تربیت، بخشی طبیعی از وجود کسی بودن.

Natural to you because it is inherited or deeply ingrained.

«موسیقی در خون اوست.»

Music is in her blood.

«کشاورزی در وجودشان ریشه دارد.»

Farming is in their blood.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000