infantilism

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·fan·til·ism/ɪnˈfæntɪˌlɪzəm/
infanta baby or young child-ilrelated to-ismdoctrine or condition
noun (اسم)formal

اسم — کودک‌وارگی

کودک‌وارگیرفتار نابالغ

رفتار یا ویژگی‌هایی که در بزرگسالان کودکانه یا نابالغانه دیده می‌شود.

Behavior or characteristics regarded as immature or childlike in adults.

«رفتار کودکانه‌اش باعث خجالت همکارانش شد.»

His infantilism embarrassed his colleagues.

«درمان بر غلبه بر کودک‌وارگی تمرکز داشت.»

The therapy focused on overcoming infantilism.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000