بازگشت

infamy

in·fa·my/ˈɪn.fə.mi/
noun (اسم)formal
بدنامیرسواییشهرت منفی

وضعیتی که شخص یا موضوع به خاطر کار یا ویژگی بد معروف و دارای بدنامی است.

The state of being well known for a bad quality or deed; notorious disgrace.

«بدنامی دیکتاتور در سراسر جهان پخش شد.»

The dictator's infamy spread across the world.

«جنایاتش برایش بدنامی و ننگ به همراه آورد.»

His crimes brought him infamy and disgrace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
notorietyرسوایی

رسمی. هنگام تأکید بر شهرت منفی گسترده جایگزین مناسبی است، مثلا «رسوایی به خاطر فساد». بیشتر در متن‌های رسمی یا خبری کاربرد دارد.

Formal. Interchangeable in contexts stressing widespread negative fame, e.g. 'notoriety for corruption'. 'Notoriety' is often used in official or journalistic contexts.

disreputeبدنامی

رسمی. معنی مشابه دارد ولی معمولا برای نهادها یا اعتبارها به کار می‌رود، مثلا «سقوط در بدنامی».

Formal. Similar meaning but often used for institutions or reputations rather than individuals; e.g. 'fall into disrepute'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000