بازگشت

infantry

in·fan·try/ˈɪn.fən.tri/
noun (اسم)formal
پیاده‌نظامنیروی پیاده

نیروهای نظامی که با پای پیاده مبارزه می‌کنند، نه در خودرو یا هواپیما.

Soldiers who fight on foot as opposed to those in vehicles or aircraft.

«پیاده‌نظام از دره پیشروی کرد.»

The infantry advanced through the valley.

«نیروهای پیاده‌نظام زیادی به خط مقدم اعزام شدند.»

Many infantry soldiers were deployed to the front line.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foot soldiersپیاده‌ها

روزمره. معادل ساده و غیررسمی برای infantry که بیشتر در مکالمه به کار می‌رود.

Everyday. A simple alternative for infantry mainly in spoken contexts; less formal than 'infantry'.

troopsنیروها

رایج. اصطلاح کلی‌تری برای سربازان است؛ شامل پیاده‌نظام و شاخه‌های دیگر می‌شود، پس همیشه قابل‌تعویض نیست.

Common. A more general term for soldiers; can include infantry but also other branches, so not always interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000