بازگشت

inhabitant

in·hab·i·tant/ɪnˈhæbɪtənt/
in-inhabitlive-antone who
noun (اسم)common
plural (جمع): inhabitants
ساکناهل

فرد یا حیوانی که در مکان خاصی زندگی می‌کند.

A person or animal that lives in a specific place.

«ساکنان روستا مهربان هستند.»

The inhabitants of the village are friendly.

«بسیاری از ساکنان نزدیک رودخانه زندگی می‌کنند.»

Many inhabitants live near the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
residentمقیم

رایج. بسیار نزدیک به معنی، معمولاً قابل تعویض در اشاره به کسی که در جایی زندگی می‌کند.

Common. Very close in meaning, often interchangeable when referring to someone living in a place.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000