بازگشت

inhibit

in·hib·it/ɪnˈhɪbɪt/
in-in, into, or onhibitto hold or keep
verb (فعل)formal
مهار کردنجلوگیری کردنباز داشتن

جلوگیری یا کند کردن یک فرایند، عمل یا کارکرد.

To prevent or slow down a process, action, or function.

«برخی داروها می‌توانند رشد باکتری‌ها را مهار کنند.»

Certain medications can inhibit the growth of bacteria.

«ترس ممکن است مانع از حرف زدن مردم شود.»

Fear can inhibit people from speaking up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrainمحدود کردن

رسمی. معمولاً هنگام کنترل یا بازداشتن عمل یا فرایند قابل جایگزینی است، مثلاً «محدود کردن احساسات» یا «مهار رشد». کمتر در زمینه‌های شیمیایی یا بیولوژیک به کار می‌رود.

Formal. Often interchangeable when referring to controlling or holding back actions or processes, e.g. 'restrain emotions' or 'inhibit growth'. Less used for chemical or biological contexts.

suppressسرکوب کردن

رسمی. وقتی چیزی را به زور یا کامل متوقف می‌کنند استفاده می‌شود؛ با inhibit تداخل دارد ولی معمولاً قوی‌تر است، مثلاً «سرکوب شورش» در مقابل «مهار واکنش».

Formal. Used when stopping something forcibly or completely; can overlap with inhibit but often implies stronger force, e.g. 'suppress a rebellion' vs 'inhibit a reaction'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000