injector

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·jec·tor/ɪnˈdʒɛktər/
in-intojectthrow-oragent noun
noun (اسم)technicalplural (جمع): injectors

اسم — تزریق‌کننده

تزریق‌کنندهانژکتور

وسیله‌ای که مایع را به داخل سیستمی می‌فرستد، مثل تزریق سوخت به موتور.

A device that forces fluid into a system, such as fuel into an engine.

«انژکتور ماشین نیاز به تمیز کردن داشت.»

The car's injector needed cleaning.

«انژکتورها نقش مهمی در عملکرد موتور دارند.»

Injectors play a key role in engine performance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000