integral part

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·te·gral part/ˈɪntəɡrəl pɑrt/
noun (اسم)commonplural (جمع): integral parts

اسم — بخش جدایی‌ناپذیر

بخش جدایی‌ناپذیرجزء اساسی

بخشی اساسی که برای کار کردن یا وجود داشتن چیزی لازم است.

An essential component that is necessary for something to work or exist.

«اعتماد بخش جدایی‌ناپذیر دوستی است.»

Trust is an integral part of friendship.

«ایمنی جزء اساسی طراحی است.»

Safety is an integral part of the design.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000