inversely

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·verse·ly/ɪnˈvɜːrsli/
in-notverseto turn-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): inverseposition (جایگاه): end

قید — معکوساً

معکوساًبرعکس

به شکلی که برعکس جهت، ترتیب یا تأثیر باشد.

In a manner opposite in direction, order, or effect.

«متغیرها به صورت معکوس نسبت به هم تغییر می‌کنند.»

The variables change inversely to each other.

«روابط نسبت معکوس در فیزیک رایج هستند.»

Inversely proportional relationships are common in physics.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000