jewelled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

jew·elled/ˈdʒuːəld/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more jewelledsuperlative (عالی): most jewelled

صفت — جواهرنشان

جواهرنشانمزین به جواهر

تزئین شده یا دارای جواهر یا سنگ‌های قیمتی.

Decorated with or containing jewels or gems.

«او در مهمانی گردنبند جواهرنشان پوشید.»

She wore a jewelled necklace to the party.

«تاج به شکل زیبایی مزین به جواهر بود.»

The crown was beautifully jewelled.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000