بازگشت

joined

/dʒɔɪnd/
1verb (فعل)common
past (گذشته): joinedpast participle (مفعولی): joined-ing (حال): joining3rd (سوم): joins
پیوستمتصل شد

گذشته فعل join؛ به معنی وصل شدن یا عضوی از چیزی شدن.

Past tense of join: to connect or become a member of something.

«او پارسال به باشگاه پیوست.»

She joined the club last year.

«آنها دو قطعه را به هم وصل کردند.»

They joined the two pieces together.

تفاوت با واژه‌های مشابه
connectedمتصل شده

روزمره، در بسیاری از موقعیت‌ها به معنی مرتبط یا پیوسته است.

Everyday past form, synonymous in many contexts referring to being linked or attached.

متضادها
2adjective (صفت)common
متصلمتحد

متحد یا متصل شده تا یک کل را بسازد.

United or combined to form a whole.

«آنها دست در دست متصل قدم می‌زدند.»

They walked in joined hands.

«اتاق‌های متصل بزرگ به نظر می‌رسیدند.»

The joined rooms looked spacious.

تفاوت با واژه‌های مشابه
combinedترکیب شده

رایج برای بیان حالت ترکیب شده یا متصل بودن.

Commonly used to express the state of being brought together into one.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000