keep one's fingers crossed
keep one's fin·gers crossed/kiːp wʌnz ˈfɪŋɡərz krɔst/
phrase (عبارت)informal
عبارت — امیدوار بودن
امیدوار بودنانگشتها را به نشانهٔ امید گره کردن
خیلی امیدوار باشی که چیزی اتفاق بیفتد یا موفق شود.
To hope strongly that something will happen or succeed.
«امیدوار باش هوا خوب شود.»
“Keep your fingers crossed for good weather.”
«امیدوارم کارت خوب پیش برود.»
“I'm keeping my fingers crossed for you.”