keep on about

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

keep on a·bout/kiːp ɑn əˈbaʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — مدام دربارهٔ چیزی حرف زدن

مدام دربارهٔ چیزی حرف زدنغر زدن دربارهٔ چیزی

یعنی مدام و به‌شکلی کلافه‌کننده دربارهٔ چیزی حرف زدن.

To talk repeatedly and annoyingly about something.

«او مدام دربارهٔ ماشین جدیدش حرف می‌زند.»

He keeps on about his new car.

«بس کن دیگر که مدام دربارهٔ این شلوغی حرف می‌زنی.»

Stop keeping on about the mess.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000