keep tabs on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kip tæbz ɑn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — زیر نظر داشتن

زیر نظر داشتنپیگیری کردن

کسی یا چیزی را با دقت زیر نظر داشتن.

To watch or monitor someone or something closely.

«والدین باید فعالیت آنلاین کودکان خردسال را زیر نظر داشته باشند.»

Parents should keep tabs on young children online.

«هزینه‌های ماهانه‌ام را پیگیری می‌کنم.»

I keep tabs on my monthly spending.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000