بازگشت

keepsake

keep·sake/ˈkiːp.seɪk/
keepto hold or retainsakepurpose or benefit
noun (اسم)common
plural (جمع): keepsakes
یادگاریسوغات

شیئی که برای یادآوری یک شخص، مکان یا رویداد نگه داشته می‌شود؛ یادگاری.

An object kept to remind one of a person, place, or event; a souvenir.

«او یک دستبند به عنوان یادگاری به من داد.»

She gave me a bracelet as a keepsake.

«این عکس یادگاری از سفر ما است.»

This photo is a keepsake from our trip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
souvenirسوغات

رایج. وقتی منظور یادگاری از سفر یا رویدادی باشد می‌تواند جایگزین keepsake شود.

Common. Can replace keepsake when meaning a memento from a trip or event.

mementoیادگاری

رسمی/غیررسمی. معنای مشابه، اغلب در موقعیت‌های احساساتی به کار می‌رود.

Formal/informal. Similar meaning, often used in sentimental contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000