kick the beam

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɪk ðə bim/
phrase (عبارت)archaic

عبارت — به دار آویخته شدن

به دار آویخته شدن

به دار آویخته شدن، به‌ویژه در حکم اعدام.

To be hanged, especially as a form of execution.

«گفته می‌شد مجرم به دار آویخته شد.»

The criminal was said to kick the beam.

«داستان‌های قدیمی kick the beam را برای دار زدن به کار می‌بردند.»

Old stories used 'kick the beam' for hanging.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000