بازگشت

knick-knack

/ˈnɪk.næk/
knicksmall cut or notchknacka clever trick or skill
noun (اسم)common
plural (جمع): knick-knacks
تزئینات کوچکجاکلیدی کوچکچیز تزئینی

یک شیء کوچک تزئینی، معمولاً با ارزش کم؛ چیز کوچکی برای زیبایی.

A small decorative object, usually of little value; a trinket.

«قفسه او پر بود از تزئینات کوچک از کشورهای مختلف.»

Her shelf was full of knick-knacks from different countries.

«او یک چیز تزئینی کوچک به عنوان یادگاری به من داد.»

He gave me a knick-knack as a souvenir.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trinketچیز تزئینی کوچک

رایج. وقتی به اشیای کوچک تزئینی یا جواهرات ارزان اشاره دارد، قابل جایگزینی با knick-knack است.

Common. Can be used interchangeably with 'knick-knack' when referring to small decorative items or cheap jewelry.

baubleچیز تزئینی بی‌ارزش

غیررسمی. به تزئینات ارزان و چشم‌گیر گفته می‌شود و می‌تواند جایگزین knick-knack در موارد مشابه باشد، مخصوصاً در تعطیلات.

Informal. Refers to cheap, showy decorations and can replace 'knick-knack' for similar objects, especially during holidays.

curioاشیاء کلکسیونی کوچک

رسمی. برای اشیای تزئینی کوچک و کمیاب یا کلکسیونی استفاده می‌شود؛ کمتر برای اشیای روزمره به کار می‌رود.

Formal. Used for small unusual or collectible decorative objects; less common for everyday knick-knacks.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000