necessities

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ne·ces·si·ties/nɛsəˈsɪtiz/
noun (اسم)commonplural (جمع): necessities

اسم — ضروریات

ضروریاتملزومات

چیزهای ضروری برای زندگی یا کارکرد (جمع)

Essential things needed for living or functioning (plural)

«آب و غذا ضروریات پایه هستند.»

Water and food are basic necessities.

«او بدون ضروریات نمی‌توانست زندگی کند.»

He couldn't live without necessities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
essentialsمهمات

متداول. موارد پایه یا لازم، اغلب با necessities قابل جایگزینی است.

Common. Items considered fundamental or necessary; often interchangeable with necessities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000