بازگشت

knob

/nɒb/
noun (اسم)common
plural (جمع): knobs
دستهکلید گرداندکمه

دسته یا کلید گرد که برای کنترل یا کار کردن چیزی چرخانده یا کشیده می‌شود.

A rounded handle or control switch that is turned or pulled to operate something.

«دسته را بچرخان تا در باز شود.»

Turn the knob to open the door.

«دسته صدا گیر کرده و حرکت نمی‌کند.»

The volume knob is stuck and won’t move.

تفاوت با واژه‌های مشابه
handleدسته

معمولی. برای بخشی که دست گرفته یا چرخانده می‌شود به کار می‌رود، اما knob به گرد بودن اشاره دارد؛ برای مثال، knob کمد دسته‌ای گرد است.

Common. Used broadly for parts you hold or turn, though 'knob' implies roundness specifically; for example, a cabinet knob is a small round handle.

dialولت‌سنج گردان

رسمی. معنای خاص چرخنده‌های شماره‌دار مثل رادیو یا اجاق را دارد و در این موارد می‌تواند جایگزین knob شود.

Formal. Refers specifically to numbered rotating controls like on a radio or oven but can replace ‘knob’ in those contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000