knock for a loop

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/nɑk fɔr ə lup/
phrase (عبارت)informal

عبارت — شوکه کردن

شوکه کردنگیج و مبهوت کردن

کسی را به‌شدت شوکه یا گیج کردن.

To shock or confuse someone greatly.

«خبر ناگهانی مرا حسابی شوکه کرد.»

The sudden news knocked me for a loop.

«سؤال او حسابی گیجش کرد.»

His question knocked her for a loop.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000